الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

161

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

طبع آن متمكّن است مشتعل مىشود به ثبوت نرسيده و به صحّت نيز نانجاميده است ، و بر تقدير صحّت و ثبوت ، منافى مدلول آيهء كريمه نيست چنانچه منافى اين آيهء كريمه نيز نيست - و هو قوله تعالى : « وَ لَقَدْ « 1 » زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ « 2 » . و در بيان عدم منافات آنكه : شهاب و مصباح را اطلاق مىكنند بر چيزى كه روشن و مشتعل باشد ، و هر چه روشن و مشتعل باشد در جوّ آسمان زينت است چه آسمان به سبب آن شعله مستنير و روشن مىشود ، و آن روشنى آرايش آسمان است ، پس مصباح و شهاب زينت آسمان بوده باشد . و ايضا استبعاد ندارد كه حضرت عزّت - جلّ شأنه - آن بخار دهنى را متصاعد كند به كرهء آتش در حالتى كه شياطين خواهند استراق كلام ملائكه كنند تا به سبب دهنيّتى كه دروست مشتعل گشته ايشان را بسوزاند . و اگر گويند كه آتش شياطين را چون تواند سوزانيد ؟ زيرا كه خلق شياطين نيز از آتش است چنانچه فخريّهء شيطان دلالت بر آن دارد در قول خداى تعالى : قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ * « 3 » ، و حاصل تفسير آيه اينست كه : من از آدم بهترم زيرا كه خلقت من از نار شده است و خلقت آدم از تراب . جواب گوئيم كه : خلقت شياطين از محض آتش نيست كه نتوانند به آتش سوخته شوند چنانچه خلقت آدميان نيز از محض خاك نيست بلكه اجزاى نارى در شياطين غالبست ، چنان كه اجزاء ترابى در انسان . پس احتراق شياطين به آتشى قويتر از آتش اجزاء ايشان ممكن است ، چنان كه بر طبع سليم و ذهن مستقيم ظاهر است . پس گويا شياطين كلام ملائكه را نمىتوانند شنيد مگر وقتى كه صعود نموده به قرب كرهء اثير « 4 »

--> ( 1 ) در نسخه متن و ترجمه اشتباها « انا » نوشته شده است . ( 2 ) سورهء ملك : 67 - آيهء 5 . ( 3 ) سورهء اعراف : 7 - آيهء 12 . ( 4 ) فلك نهم را گويند .